محمد مهدى ملايرى

160

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

« الفهرست » آورده و ما نقل كرديم نيز آمده است . در صورت الفهرست يك نام ديگر هم از اين دسته مترجمان ذكر شده كه در كتاب حمزه نيست و آن موسى بن عيسى معروف به كسروى است كه نام وى در تاريخ بلعمى و مجمل التواريخ هم به عنوان يكى از مترجمان خداينامه ذكر شده است . و در كتاب « المحاسن و الاضداد » منسوب به جاحظ هم نام او را مىيابيم . اينك پس از اين توضيح كلى دربارهء مترجمان كتب و داستانهاى تاريخى ايران و طرز كار آنها به معرفى يك‌يك آنان مىپردازيم . محمد پسر جهم برمكى محمد پسر جهم برمكى منجم و شاعر معروف عصر مأمون است كه در دربار اين خليفه مىزيسته و ظاهرا به علم نجوم اشتغال داشته و زايچه مأمون را هم او استخراج كرده است . وى در منطق هم دست داشته . قفطى شرح حال مختصرى از او در كتاب تاريخ الحكماء آورده است . در تاريخ طبرى هم در حوادث سال 218 به مناسبتى نام او و سه بيت شعر كه در حضور مأمون انشاء كرده نقل شده است . « 1 » و در كتاب اغانى ابو الفرج اصفهانى « 2 » نيز ذكرى از او رفته و خبرى از او نقل شده است . در « الفهرست » ابن نديم غير از جائى كه نام محمد بن جهم در صورت مترجمان فارسى ذكر شده در دو مورد ديگر هم نام او برده شده يكى در شرح حال ابو معشر بلخى « 3 » ، دربارهء اين‌كه ابو معشر از او و عبد الله بن يحيى روايت مىكرده و اين دو را در معرفت و دانش بر ديگران ترجيح مىداده است . و ديگرى در آنجا كه ابن نديم از نوشته ابن جهم « 4 » كه ( ظاهرا همين محمد بن جهم ) است مطلبى نقل مىكند داير بر اين‌كه كتاب المدخل منسوب به ابو معشر از وى

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، صفحه 222 ، جلد هفتم . ( 2 ) . الاغانى ، چاپ دار الفكر « دار مكتبه الحياة » بيروت سال 1965 ، ص 292 . ( 3 ) . الفهرست ، چاپ فلوگل ص 277 . ( 4 ) . الفهرست ، چاپ فلوگل ص 275 .